داستان زندگی یا نقل زندگی

/ / مقالات

آیا زندگی هر کسی این قابلیت را دارد که بدل به یک داستان بلند یا رمان شود ؟ جواب مثبت است. بله زندگی هر انسانی این قابلیت را دارد که بدل به یک داستان بلند شود اما نه به آن گونه که این روزها مرسوم و باب شده است که هر کسی قلم به دست بگیرد و به نگارش زندگی خود بپردازد. زندگی هر انسانی فراز و فرود و کشمکش های داستانی دارد. حتما از این زندگی می توان چیزهای فراوانی آموخت و فهمید اما زمانی قابلیت و ارزش ادبی پیدا می کند که شما از طریق اصول طلایی داستان نویسی، به نگارش آن دست زنید وگرنه اینکه قلم به دست گیرید و در احوال و اوضاع خودتان و احساسات و عواطف، غم ها و شادی های خودتان بنویسید که شامل روزها، هفته ها و سالهای زندگی شما باشد، مقصود را حاصل نکرده اید. درست مثل اینکه شما در جمع دوستان و یاران باوفای خود به شرح زندگی تان بپردازید و آن را تعریف کنید. دیگران به آن گوش خواهند داد، از فراز و فرود زندگی شما باخبر خواهند شد، ای بسا دچار تاثرات هم بشوند اما هرگز ارزش ادبی نخواهد یافت و به عنوان یک رمان یا داستان بلند، خواننده را جذب نخواهد کرد، اما کسی هم نمی تواند مانع شما شود که زندگینامه خود را بنویسید ولی قالب آن با قالب داستانی تفاوت های بسیاری دارد.

شما حتما در طول عمرتان خاطرات شخصیت های بزرگی را خوانده اید. این خاطرات می توانند خیلی جالب و جذاب باشند اما فقط زندگینامه یا خاطرات هستند. من خود زندگینامه شخصیت های بزرگ و معروفی را خوانده ام که در دسترس شما هم حتما هست اما در قالب بیوگرافی یا همان زندگینامه با آن برخورد می شود نه داستان یا رمان چون قالب داستانی ندارد تنها شرح و توضیح زندگی ست و آنچه بر صاحب آن رفته است. البته بسیار هم جذاب است خصوصا زمانی که نویسندگان بزرگانی چون «رومن رولان» و «استفان تسوایک» دست به نگارش آن بزنند. مثلا زندگینامه “بتهوون” اثر «رومن رولان» یا زندگینامه “ماری ملکه اسکاتلند” اثر «استفان تسوایک» یا خاطرات آیزنهاور، خاطرات ویگن، خاطرات منوچهر نوذری، خاطرات فردین، خاطرات آنتونی کویین و بسیاری دیگر اما هرگز به عنوان داستان با آنها برخورد نمی شود. اینها در زمره بیوگرافی این افراد هستند. اگر هدف شما از داستان زندگی تان، اینگونه باشد، باز هم باید توسط یک نویسنده که به اصول نویسندگی مطلع است، انجام بگیرد.

مانند زندگینامه “ایگورستراوینسکی” به قلم خودش، زندگینامه “شوپن” اثر «کامیل بورنیکه» ، زندگینامه “میکل آنژ” اثر «رومن رولان» ، زندگینامه “اینشتاین” اثر «می بلکر فریمن» زندگینامه “ماری کوری” اثر «آلیس ثورن» و مواردی دیگر…
وگرنه اگر خودتان دست به قلم شوید، نوشته هایتان بدل به کتابهایی می شود که در فضاهای مجازی فراوان است. ممکن است عده ای به چاپ این گونه نوشته ها نیز اقدام کنند ولی ارزش ادبی ندارند. می گویند رمان بزرگ «ژان کریستف» نوشته “رومن رولان” زندگی بتهوون است و نوول «ماه و شش پشیز» نوشته “سامرست موام” زندگینامه پل گوگن است که این هردو، به عنوان دو اثر ادبی و داستانی در عالم ادبیات جای دارد و جاودان خواهند ماند. اگر فکر می کنید که زندگی شما ارزش و قابلیت یک داستان را دارد درست فکر کردید اما به شرط آنکه یک نویسنده زبردست، زندگی شما را براساس اصول طلایی داستان نویسی به شکل داستان به رشته تحریر درآورد. آنچه اینک رایج شده و هر کسی در هر سن و سالی قلم به دست گرفته و زندگی خود را می نویسد، داستان نیست بلکه نقل زندگی است که بر او رفته است.

آیا شما می خواهید زندگی خود را به صورت داستانی بنویسید که خوانندگان از خواندن آن لذت ببرند و به درک تازه ای از زندگی برسند یا نوشته شما نقل زندگی باشد ؟ انتخاب با شماست.

کاظم سلطانی(لکیامیم)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *